آرام و سربلندم و می‌بالم بر انتخابمان

داشتم چندین موضوعی که این روزها تو ذهنم چرخ می‌زنند رو سبک و سنگین می‌کردم، تا درباره یکی‌شون چند خطی بنویسم و از دستش راحت بشم که برخوردم به این پست وبلاگ آق بهمن و سرود جدیدی که معرفی کرده بود. راستش وزن این سرود از همه ذهنیات قبلی‌ام بیشتر بود!

از شنیدن این سرود و متن فوق‌العاده زیباش لذت بردم، شما هم بشنوید…

دانلود کنید: سرود « سوگندنامه » از سرور 4Shared

.

این نامه را برایت از پشت میله‌های سرد
با رنگ سبز جان نوشتم تا روید خنده‌ها ز لب

چون روز دیگر آید خاکم جان سبزه‌هاست
خورشید جاودان آزادی نور آسمان ماست

سوگند به خون همرهانم، سوگند به اشک مادران
هرگز به تیغشان نمیرد فریاد جاودانمان

دلتنگ با تو بودن با ناله‌های شب قرین
تنها گناهمان سکوت سبزی بود در جواب کین

جسم و جان بی‌پناهم آماج تیر کافران
آرام و سربلندم و می‌بالم بر انتخابمان

سوگند به این ستاره‌باران، سوگند به شور عاشقان
از راه رفته برنگردم تا روز کوچ جاودان

سوگند به خون همرهانم، سوگند به اشک مادران
هرگز به تیغشان نمیرد فریاد جاودانمان

.

(53)

پسرای چشم‌چرون!

این مادرایی هستن همراه دخترشون که تو کوچه و خیابون راه میرن، هر پسری از روبرو میاد تا وقتی ازشون رد بشه زل می‌زنن تو چشماش نکنه به دختره نگاه چپ کنه طرف!

.

.

در همین حین دختره با یه لبخند موذیانه داره سر تا پای پسره رو به دقت برانداز میکنه…

.

(52)

1388/11/8

1364/11/8
بیست و چهار سال پیش، چنین روزی…

.

1388/11/8
و امروز، اولین روز بیست و پنج سالگی!

همین…

.

(51)

آقا داماد چه کاره‌ن؟

ــ آقا داماد چه کاره‌ن؟

+ ای آقا! این همه یارانه نقدی قراره بدن، کی نیاز به کار کردن داره دیگه ؟!

.

.

[پ.ن] یعنی خدا نکنه یکی ایده‌ی جدیدی به ذهنش برسه، هر کی میرسه باید یه ناخنی بهش بزنه! مملکته داریم ؟ (+) :D

(50)

حامی ولایت

ــ این چیه؟ تو از کی تا حالا عکس آقا رو میزاری بالا سرت ؟

+ جواز کسب‌ه !

.

[پ.ن] این دیالوگ مال خیلی وقت پیش‌ه، قبل از اتفاقات چند ماه اخیر…

(49)

عکس‌ها هم حرف می‌زنند – 6

لطفا دیدگاه سیاسی‌تون رو -از هر طیفی که هستید- چند دقیقه‌ای بگذارید کنار،
این عکس حرف‌های زیادی برای گفتن داره…

.

.

[پ.ن.1] این پست مطلقا منظور سیاسی ندارد.

[پ.ن.2] حیف همچین عکسی نیست که اون لیبل ِ بزرگ مسخره وسطش حک شده باشه ؟!

(48)

بیانیه 17 مهندس موسوی درباره وقایع عاشورا

چند روز گذشته -بعد از حوادث عاشورا- به شخصه برام شاید سخت‌ترین روزهای بعد از انتخابات بود. از فشار عصبی ناشی از اصل حادثه گرفته تا تبعات ناشی از اون، از جوسازی‌های یک‌طرفه و مغرضانه صدا و سیما تا اظهارنظرهای متعصبانه و به دور از انصاف اطرافیان و رسانه‌های موافق و مخالف…

بدتر از همه‌ی این‌ها سکوت چند روزه -و البته هوشمندانه- مهندس موسوی و انتظار شنیدن پاسخ سوال‌هایی که تو ذهنم بود، به شدت آزارم می‌داد!

تا همین چند ساعت قبل، وقتی صفحه گودرم رو باز کردم، اولین عنوانی که به چشمم خورد، همونی بود که منتظرش بودم: بیانیه 17 مهندس موسوی درباره وقایع عاشورا… خط به خطش جواب سوالاتم بود و تایید بر اونچه بهش معتقد بودم.

هر چی سعی کردم قسمتی از متن رو برای وبلاگم گلچین کنم، نتونستم. متن کامل بیانیه رو ادامه همین پست کپی کردم با تاکید بر قسمت‌هایی که شخصا برام اهمیت بیشتری داشت…

.

.

بیشتر بخوانید

تناقض دردناک: عاشورای سیاسی

تو مملکتی که حکومت، خودشو ادامه‌ی حکومت علی (علیه السلام) می‌دونه،

عده‌ای، برای پیروزی تو دعوای سیاسی‌شون با عده‌ای دیگه، کرور کرور مردم دلپاک و ساده رو به خیابون می‌کشن به اسم اعتراض به حرمت‌شکنی عاشورا، که چرا رقیب عاشورای فرزند علی (علیه السلام) رو سیاسی کرده!

انگار نه انگار که همین حکومت سی‌ساله، عاشورا روزی نطفه‌اش بسته شده…

.

.

تناقض دردناکی‌ه…

.

(46)

سوت، کف و بوق زدن روز عاشورا

روزهای بعد از انتخابات، از یک منظر می‌شد کسایی که به آقای احمدی‌نژاد رای داده بودند رو به دو دسته تقسیم کرد: دسته اول اونایی بودن که شخصیت سیاسی و جناحی داشتند و انتخابشون از اونجا نشات می‌گرفت و دسته دوم می‌شدن یه جورایی بدنه مذهبی و سنتی‌ مردم کوچه و بازار که اگر نگیم همیشه، اکثر اوقات اعتقادات و ذهنیات مذهبی‌شون‌ه که یکی رو به دیگری برتری میده. وقتی با این دسته دوم سر حرف رو باز می‌کردی و می‌پرسیدی چرا به فلانی رای دادی و مثلا به بهمانی رای ندادی، فارغ از اینکه از کجا شروع کنن، آخرش همه‌شون به یه جمله می‌رسیدن: ” میگن اونا -موسوی و کروبی و به کلی جناح اصلاح‌طلب- بیان، بی‌بندوباری میشه! “

ماه‌ها گذشته، اعتراضات ادامه داره و به لطف تدابیر حکیمانه آقایان هر روز اوضاع بدتر از قبل میشه. اما یه چیزی فرق نکرده، بخش بزرگی از بدنه سنتی جامعه هنوز با اعتقادات پاک و ساده خودش زندگی و بر اساس اون‌ها قضاوت می‌کنه و جناح حاکم این نقطه ضعف [1] رو به خوبی می‌شناسه و به ناجوانمردانه‌ترین روش ممکن ازش بر علیه رقیب استفاده می‌کنه.

اعتراضات عاشورا 88

روز عاشوراست. همان عاشورایی که چهل و اندی سال قبل نقطه شروع نهضت بوده، همان عاشورایی که روزی همین بدنه سنتی علیه ظلم زمانش قیام کرد، خون داد و در نهایت به پیروزی رسید. تاریخ -حداقل به لحاظ شکلی- تکرار میشه، عده‌ای که معتقدند مورد ظلم واقع شده‌اند به خیابون‌ها میان و فریاد اعتراض سر میدن، حکومت مقابله می‌کنه. با میله و باتون و زنجیر کتک می‌خورن، با سنگ و آجر و مشت و لگد کتک می‌زنن، شیشه‌های ماشین‌هاشون خرد میشه، موتورها رو آتش می‌زنند و … میشه اونچه نباید بشه!

حالا رسانه‌ها باید مقصر رو معرفی کنند. از کجا شروع شد؟ چرا به اینجا رسید؟ مسئول این اتفاقات کی‌ه؟ نیازی به این سوال‌ها نیست. حکومت یه راه میان‌بر بلده، ” استفاده ابزاری از اعتقادات و تعصبات مذهبی مردم “

فقط چند ساعت زمان کافی‌ه که تا گزارش بخش‌های خبری تلویزیون آماده بشه. ” سوت و کف و بوق زدن در روز عاشورا ” [2]

قطعا عده‌ای قابل توجه از اون‌ها که دیروز تو خیابون‌های تهران و شهرهای دیگه دست به اغتشاش -بخوانید اعتراض- زدند باورهای مذهبی ندارند و برای عزاداری -چنان‌که بعضی سایت‌های اصلاح‌طلب نوشتن- نیامده بودند. اصلا شاید عده‌ای‌شون از اقلیت‌ها بودند. اما هر آدم منصف بی‌غرضی این رو می‌دونه که حتی همین اقلیت‌ها برای محرم و تاسوعا و عاشورای حسین (علیه السلام) حرمت قائل‌اند و در این ایام شادی و پای‌کوبی نمی‌کنند. این چیزی‌ه که تو تصاویر و گزارش‌های رسانه‌های حکومتی حداقل در مورد معترضین قرار نیست دیده بشه. این‌ها اومدن که حرمت عاشورا رو بشکنند و امام حسین (علیه السلام) رو به تمسخر بگیرن! این چیزی‌ه که مردم باید فکر کنند و همین‌قدر کافی‌ه که در نظر بدنه‌ی مذهبی جامعه این گروه و همفکران اونها یکسر باطل باشند و چه بسا که هر بلایی هم سرشون بیاد حق‌شونه!

اما تصاویر که دروغ نمیگن. عده‌ای در عرض یک خیابون ایستاده‌اند و درحال سوت زدن و کف زدن هستند. عده‌ای دیگه، شاید جایی دیگه داخل ماشین‌هاشون بوق می‌زنند و انگار با دسته اول همراهی می‌کنند. واقعا اینها چرا دارن سوت و کف و بوق می‌زنند؟

اعتراضات عاشورا 88

میگن یه زمانی در جنگ‌ها دو طرف برای هم رجز می‌خوندن، با صدای طبل و کوس و شیپور به خودشون و همرزماشون دلگرمی می‌دادن و تو دل دشمن ترس می‌انداختند. امروز گاردی‌ها و نیروهای نظامی و ضدشورش با به هم کوبیدن باتون و سپرشون، با کشیدن باتون‌ها به در و دیوار و ماشین‌ها همون کار رو می‌کنند تا تو دل مردم ترس بیاندازند و اونها رو متفرق کنند. قاعدتا مردم معترض هم دنبال راهی می‌گردن که جمع‌شون رو جمع کنند و ترس رو از خودشون دور، یا مثلا وقتی می‌بینند یکی که به نظر میرسه گیر افتاده زیرکانه و چابک از دست نظامی‌ها فرار می‌کنه، یا وقتی تو مقطعی از درگیری بر حریف‌‌شون غلبه می‌کنند و موجب عقب‌نشینی و فرار نیروهای ضدشورش میشن و هزار و یک مثال دیگه… میون اون جمع، غیر از سوت و کف زدن، پا به زمین کوبیدن و صدای بوق ماشین‌هاشون ابزار دیگه‌ای هم برای ابراز احساسات و به رخ کشیدن خودشون سراغ دارید؟

این‌ها فقط حدس‌هایی‌ه از اونچه می‌تونه اتفاق افتاده و شاید اصل ماجرا حتی این هم نباشه، اما مخلص کلام اینه که کلا انصاف چیز خوبی‌ه، خیلی خوب…

.

همچنین بخوانید:
ملکوت » شباهت‌های تاریخ و نعل وارونه قدرت

.

[پ.ن.1] واضح‌ه که منظورم از نقطه ضعف، اصل داشتن عقاید و ریشه‌های مذهبی نیست. قضیه پیچیده‌تر از اونی‌ه که بخوام و بتونم تو یکی دو خط منظورم رو کامل توضیح بدم. اگرچه به گمانم خودتون می‌دونید چی می‌خوام بگم.

[پ.ن.2] لینکی از گزارش خبری تلویزیون پیدا نکردم، درواقع اصلا نمی‌دونم کجا باید دنبالش بگردم!

[پ.ن.3] اینم باید بگم، این چیزهایی که نوشتم، در تایید یا رد اونچه دیروز گذشت نیست. من نه اونجا بودم و نه به لطف مسئولین محترم تونستم ویدئوهای منتشر شده رو خوب ببینم. بنابراین ترجیح میدم درباره اصل قضیه اظهار نظر نکنم.

[پ.ن.4] عکس‌ دوم از وبلاگ کسوف

(45)

هیهات برادری چو عباس آید

السلام علیک یا باب الحوائج

یادم ز وفای اشجع ناس آید

وز چشم ترم سوده‌ی الماس آید

آید به جهان اگر حسین دگری

هیهات برادری چو عباس آید

.

[پ.ن] شعر از +، عکس از +

[پ.ن.2] بخوانید: حسین مگر نمی‌دانست کسی نیست او را یاری کند؟

(44)